#سناریو

#سناریو
وقتی غذا درست کردی و به جای نمک شکر میریزی

نامجون:عزیزم دسپتخت این غذا رو از کدوم گ.وری آوردی (لبخنده زایه)

جین:ا.تتتتت
ا.ت:چیه؟
جین:عزیزم چیا ریختی تو این؟ آخه خیلی شیرینه
ا.ت: خوب راستش«یک فک میکنه و یادش میاد»عه واا دیدی چی شد اشتباهی شکر ریختم حیحی😁

شوگا:ا.ت خانم غذا هاتون به دل گربه نمیشینه

جیهوپ: بچم مهربونه به دل نمیگیره میخوره

جیمین: عزیزم غذای دیگه ای نداریم
ا.ت: نه همین خوبه بخور
جیمین:...........

تهیونگ: به به ا.ت چه کرده همه رو دیوونه کرده«میخوره و میفهمه شکر ریختی»
ا.ت: خوب شده حالا
تهیونگ: اره چاگیا عاای شده مگه نه یونتان؟
یونتان: هاپ هاپ«نه نه»
تهیونگ:ای سگ نامرد

جونگکوک:بانی به نظرم بهتر نیست شیرموز بخوریم تا سیر بشیم؟
ا.ت: نمیدونم🤦‍♀

(امید وارم خوشتون اومده باشه)
(جهت درخاستی های قشنگتون)
https://daigo.ir/secret/4304650646
دیدگاه ها (۲)

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

سناریو #وقتی غذا رو میسوزونی ولی اعضا سعی میکنه بخوره تا نار...

part 63اتاق آلینا//جیمین« خوب کار اتاق هم تموم شد»جونگکوک« خ...

دیدار باتو (پارت ۵)

Part 39مسئول نگهداری که یونا نام داشت یک زن بودتهیونگ: سلام ...

به وقت سناریو((وقتی اشتباهی تو ی قهوه شون بجای شکر نمک میریز...

#سناریووقتی : جای اینکه نمک بریزی تو غذا شکر ریختینامجون : ا...

سناریووقتی بیدار نمیشیم و خوابمون سنگینهنامجون: ا/تتتتت بلند...

سناریووقتی بیدار نمیشیم و خوابمون سنگینهنامجون: ا/تتتتت بلند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط