T̶h̶e̶ ̶s̶t̶a̶r̶ ̶o̶f̶ ̶m̶y̶ ̶l̶i̶f̶e̶

T̶h̶e̶ ̶s̶t̶a̶r̶ ̶o̶f̶ ̶m̶y̶ ̶l̶i̶f̶e̶
ᴘᴀʀᴛ:²
امگا کوچولو رایحش تلخ شد و بغض کرد و چشمای تیله ایش لایه ای از اشک پر شد
کوک:هیونگ.. منو یادت نیست؟
تهیونگ:خفه شو از همتون بدم میاد شما مقصر حال بد منید
کیم:تهیونگ اروم باش
تهیونگ:بابا منظورت چیه اروم باشم؟ بعد سیزده سال اور دینش چیکار کنم؟ میخوای زیر خوابم باشه؟
مینا:سیلی محکمی به تهیونگ زد و گفت:اون برادرته نه زیر خوابت حد خودتو بدون اوردمش دوتاتون خوشحال باشید اون بچه با خوشحالی اومد تو بغلت اینجوری باهاش رفتار میکنی؟
کوک:اوما.. د.. دعوا نکنید من مهم نیستم
مینا:پسرم تو خیلی هم مهمی اون نباید اینجوری رفتار کنه بگذریم تهیونگ رفتارتو درست کن
مینا:رفت سمت شوهرش و اروم ازش لب گرفت و گفت:دلم برات تنگ شده بود کیم مینهوی عوضی
کیم:منم همینطور
مینا:بریم
تهیونگ:بدون هیچ حرفی رفت و سوار ماشین شد و کوک هم با چمدوناش اومد
نیم ساعت بعد
رسیدن!
کوک:اوماااا خیلی دلم برات تنگ شده بود و با دستای کوچولوش بغلش کرد
مینا:منم دلم تنگ شده بود امگا کوچولوی مامان
مینا:اتاقت فعلا با تهیونگ یکیه تا به خدمتکارا بگم درست کنن برو استراحت کن
جونگ کوک خیلی کیوت گفت:باشه الان میرمم و رفت
لباسشو در اورد و تهیونگ از حموم اومد بیرون
جونگ کوک:ترسید و لباسشو جلوی بدنش گرفت و تهیونگ اروم اروم جلو میومد که جونگ کوک به دیوار برخورد کرد
تهیونگ:از اتاقم گمشو
جونگ کوک:اخم کیوتی کرد و تهیونگ رو هُل داد و گفت:تا فردا اینجا اتاق منم هست حق نداری بهم دستور بدی و لباس راحتیشو پوشید و شلوارشو در اورد که رون های سفید و تپلش مشخص بود و شلوارشو پوشید
و تهیونگ بهش خیره بود
جونگ کوک:به چی داری نگاه میکنی الفای بزغاله ؟
تهیونگ:خفه شو بچه و رایحشو آزاد کرد و روشو اونور کرد و باکسرشو پوشید و بعد حوله ی تن پوششو در اورد که از پشت بدن عضلانیش مشخص بود و یه شلوار مشکی پوشید و روشو به سمت جونگ کوک کرد و با جونگ کوک بیهوش مواجه شد
سریع اومد سمتش و براید استایل بغلش کرد و گذاشتش روی تخت و با عجله رفت پایین و آب قند درست کرد و ریخت تو دهن جونگ کوک
کوک بیدار شد
دیدگاه ها (۰)

T̶h̶e̶ ̶s̶t̶a̶r̶ ̶o̶f̶ ̶m̶y̶ ̶l̶i̶f̶e̶ᴘᴀʀᴛ:¹ ...

کاپا ها:تهکوک ژانر:امگاورس_عاشقانهشخصیت ها:تهیونگ، جونگ کوک،...

تو مال منی...p11 (آخر)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط