مامان من کیه؟
مامان من کیه؟
پارت:3
*جین و هوسوک میرن توی اتاق*
هوسوک:ی سوال..تو و خواهرت..اصلا شبیه هم نیستید،حتی تو شبیه باباتی اون شبیه مامانتونم نیست،قضیه چیه؟
جین:خب..وقتی بچه بودم،فکر میکردم بچه ها رو لک لکا میارن،تا 14 سالم شد،وقتی فهمیدم چطوری به وجود میان از مامانم پرسیدم،مامانم گف باردار بوده و خواهرم توی 2 ماهگیش بدنیا میاد
هوسوک:خب..اینجوری میشه خواهرت مرده..
جین:اره،اما مامانم گف دکترا خوب بزرگش کردن
هوسوک:منطقی نیس..از من میشنوی این خواهرت نیس..
جین:*بهش سیلی میزنه*هیچ کس نمیتونه به من دروغ بگه،یادت باشه
هوسوک:خیله خب،من نظرم رو گفتم
ویو یوری
یوری:*در میزنه*
ب.جین:بیا داخل
یوری:*میره داخل*بابا..چیزی شده؟
ب.جین:واست ی خبر دارم امیدوارم ناراحت نشی
یوری:چیشده؟
ب.جین:دیشب خونه خانواده جانگ اتیش گرفته،پس هوسوک چند روز اینجا میمونه
یوری:وای نه😫
ب.جین:میدونم بابت خونشون ناراحتی،بهشون کمک میکنم
یوری:موضوع خونشون نیست..موضوع اون پسر رو مخه
ب.جین:یوری..میدونم ازش خوشت نمیاد..ولی چند وقت..یادت باشه..مامانتون قبل مرگش گف باید با همه خوب باشی..
یوری:اوففففف..باشه
*میره بیرون از اتاق،میره داخل اشپزخونه اب برمیداره،بعد میره داخل اتاقش،شروع میکنه به درس خوندن،اون اخر هفته کنکور داره*
ادامه دارد...
پارت:3
*جین و هوسوک میرن توی اتاق*
هوسوک:ی سوال..تو و خواهرت..اصلا شبیه هم نیستید،حتی تو شبیه باباتی اون شبیه مامانتونم نیست،قضیه چیه؟
جین:خب..وقتی بچه بودم،فکر میکردم بچه ها رو لک لکا میارن،تا 14 سالم شد،وقتی فهمیدم چطوری به وجود میان از مامانم پرسیدم،مامانم گف باردار بوده و خواهرم توی 2 ماهگیش بدنیا میاد
هوسوک:خب..اینجوری میشه خواهرت مرده..
جین:اره،اما مامانم گف دکترا خوب بزرگش کردن
هوسوک:منطقی نیس..از من میشنوی این خواهرت نیس..
جین:*بهش سیلی میزنه*هیچ کس نمیتونه به من دروغ بگه،یادت باشه
هوسوک:خیله خب،من نظرم رو گفتم
ویو یوری
یوری:*در میزنه*
ب.جین:بیا داخل
یوری:*میره داخل*بابا..چیزی شده؟
ب.جین:واست ی خبر دارم امیدوارم ناراحت نشی
یوری:چیشده؟
ب.جین:دیشب خونه خانواده جانگ اتیش گرفته،پس هوسوک چند روز اینجا میمونه
یوری:وای نه😫
ب.جین:میدونم بابت خونشون ناراحتی،بهشون کمک میکنم
یوری:موضوع خونشون نیست..موضوع اون پسر رو مخه
ب.جین:یوری..میدونم ازش خوشت نمیاد..ولی چند وقت..یادت باشه..مامانتون قبل مرگش گف باید با همه خوب باشی..
یوری:اوففففف..باشه
*میره بیرون از اتاق،میره داخل اشپزخونه اب برمیداره،بعد میره داخل اتاقش،شروع میکنه به درس خوندن،اون اخر هفته کنکور داره*
ادامه دارد...
- ۹.۵k
- ۲۲ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط