ظهر از باشگاه جنازه رسیدم خونه.

ظهر از باشگاه جنازه رسیدم خونه.
ولو شدم رو مبل.
داداش کوچیکم برام یه لیوان آب سرد آورد.
گفتم:
به به. تو که از این کارا بلد نبودی.عجیبه.
برگشته میگه:
معلم دینیمون گفت هرکس یه سگ تشنه هم سیراب کنه میره بهشت.

فردا دارم میرم مدرسشون
دیدگاه ها (۳)

رمان: قلب در تاریکی

ظهر از باشگاه جنازه رسیدم خونه ولو شدم رو مبل

ظهر از باشگاه جنازه رسیدم خونه.ولو شدم رو مبل.داداش کوچیکم ب...

ظهر از باشگاه جنازه رسیدم خونه.ولو شدم رو مبل.داداش کوچیکم ب...

ظهر از باشگاه جنازه رسیدم خونه.ولو شدم رو مبل.داداش کوچیکم ب...

ظهر از باشگاه جنازه رسیدم خونهولو شدم رو مبلداداش کوچیکم برا...

ظهر از باشگاه جنازه رسیدم خونه.ولو شدم رو مبل.داداش کوچیکم ب...

ظهر از باشگاه جنازه رسیدم خونه.ولو شدم رو مبل.داداش کوچیکم ب...

جک به سبک بی تی اس پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط