فقط ما نیستیم که زخم خورده ایم . همه آدم ها زخم خورده اند

فقط ما نیستیم که زخم خورده ایم . همه آدم ها زخم خورده اند ..
به هر کس که نگاه می کنم ، آن که دوستم دارد ، آن که می خواهد سر به تنم نباشد
به رنگ آمیزی لباس هاشان که نگاه می کنم. به نگاه شان که گیر کرده بر لیوانِ چایی
یا پُک هایی که به سیگار می زنند . به خنده هاشان وقتی که از یاد آوری خاطره ای به
وجد می آیند. به دور شدن شان، به محو شدنشان در انتهای خیابان و کوچه و زندگی ام ..
همه شان زخم خورده اند .. انسانِ بی زخم نیست . انسان تنها مُدارا می کند .
مُدارا می کند تا بلکه زخم هایش را فراموش کند ..
فراموش نمی شود ...

{ روزنوشت های تهران - سیدمحمد مرکبیان }
دیدگاه ها (۱)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

🔬 هر شیار روی زبان، شاید یک سؤال بی‌پاسخ برای علم باشد...امر...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

انسان بودن، فقط یک زیستنِ ساده در بستر زمان نیست؛ یک سفر مست...

انسان متحیر در ستایش جزئیات این جهان هستی است..متحیر از ؛تفا...

🍷 شراب قرمزپارت ۲۷ — نزدیک‌تر از همیشهرینا کنار پنجره ایستاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط