پارت چهار🎼

پارت چهار🎼

جیهوپ: از این طرف پدرم قبول نمیکنه از اون طرفم ات الان من چیکار کنم از کاخ خارج شدم و رفتم بازار و برای خونه خرید کردم رفتم داخل یه لباس فروشی یه لباس خوشکل برای لی هی گرفتم که فردا بهش کادو بدم و رفتم مدرسه دنبالشون و بردمشون خونه

لی هی: سلام مامان من امدم
هان سو: سلام مامان

ات: سلام فرشته های من امروز مدرسه چطور بود
لی هی و هان سو: خوب بود

جیهوپ: عشقم گشنمه غذا امادس
ات: ارع عشقم غذا امادس الان میز رو میچینم
(بعد از غذا)
لی هی: مامان غذا عالی بود من میرم داخل اتاقم
هان سو: منم میرم

ات: بچه ها رفتن و من نشستم با جیهوپ حرف بزنم
جیهوپ با پدرت صحبت کردی

جیهوپ: ارع باهاش صحبت کردم و گفت نمیشه

ات: چی یعنی چه نمیشه هان سو پسر من هم هست و من این اجازه رو نمیدم حتی خودتم دیگه نباید مافیا باشی

جیهوپ: اما این کار ما هست و ازچند سال پیش ما این. کارو کردیم

ات: لی یون هم میتونه بشه مافیا و نسل رو ادامه بده مگه نامجون برادرت نیست
جیهوپ: ارع هست اما لی یون نمیتونه

ات: منم نمیخوام پسرم بشه مافیا

رفتم و داخل اتاقم رو تخت دراز کشیدم

هان سو: مامانم این روزا خیلی ناراحته و تاکید داره که من نشم مافیا اخه چرا.....
دیدگاه ها (۰)

پارت پنجم🎼(ویو جو دانته و پسرش) (علامت جو دانته+ پسرش-) +بای...

پارت شش🎼(ویو داخل خواب جیهوپ) ات: نه نه این کارو با لی هی نک...

پارت سه🎼ات: جیهوپ دیگه داره زیاده روی میکنه نمیتونه پسرمون ر...

پارت دو🎼جیهوپ: از حموم امدم بیرون دیدم ات جلو اینه وایساده ر...

چند پارتی از جیمین ویو ات سلام من ات هستم و ۵ ماهه که با جیم...

عشقویو ات امروز از خواب بیدار شدم رفتم حمام ۲۰ میلی گرفتم رو...

پسری که قلبم رو برد پارت یک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط