A love that begins with jealousy ✨

A love that begins with jealousy ✨
part19:

جیهوپ: باشه سانشاینم اینبار جلوم رو گرفتی 😁
ات: بیا بریم شام بخوریم

ویو اشپزخونه:
ات درحال خورد کردن سبزیجات بود که هوپی اومد دستشو دور کمر باریک ات حلقه کرد یه بوسه ای روی گردن سفید ات گذاشت...
جیهوپ: امیدم خیلی گشنمه(لحن بچه گونه)
ات: یااا چاگیا خب تنهایی دیر اماده میشه
جیهوپ: خب سانشاینم من اینجام(نویسنده:قبلش کجا بودی؟
جیهوپ:تو فیکت رو بنویس تو کار ما دخالت نکن عهه)
صدای خنده جیهوپ و ات کل اشپزخونه رو برداشته بود جوری با هم اشپزی میکردنند که اون غذا طعمه عشق، مهربانی، کنار هم بودن میداد صد در صد
ات: من لباسم کثیف شده برم عوض کنم میام😊
جیهوپ: با قشنگم بدو که غذا سرد نشه
ویو ات:
داشتم میرفتم اتاق که یه فکر افتاد تو سرم یه لباس باز بپوشم بدون واکنش برم پیش جیهوپ اون نمیتونه حتی هور**نی هم بشه بهم دست بزنه چون میدونه میترسم از دردش (خواهر کرم داره😂)
یه تاپ باز که فقط جلو رو میگرفت و پشتم کامل باز بود و یه شورتک کوتاه چون لباسم از کمر باز بود سوتین نزدم چون اون طوری بهتر و خوشگلتر تو بدنم بود (دل ددی رو ببریم)
از اتاق اومدم بیرون بدون هیچ واکنشی نشستم روی صندلی داشتم رامیون میخوردم جیهوپ متوجه شدم که داره نگاهم میکنه
ویو جیهوپ:
ات رفت لباسش رو عوض کنه منم منتظر بودم تا بیاد اومد وقتی نشست من همین طوری محو بدن خوش فورمش شدم، میدونستم ات از قصد این لباس رو پوشیده، واسا ببینم اون، اون حتی سوتینم نزده، ات دیگه تقصیر خودته امشب بدن زیبای سفیدت برای اقای هوسوک میشه.
ات: هی... هی... جیهوپ کجای بخور غذاتو🤨(خوب کارمو انجام دادم)
جیهوپ: هیچ فقط لباست چقدر بهت میاد، بعد این نرقصیم؟
ات: باشه.

یه ساعت بعد از شام....

من تو اتاق دنس داشتم بدنمو گرم میکردم جیهوپم؟ جیهوپ کجاست؟ حتما رفتم دستشویی چیزی داشتم میرقصیدم دیدم جیهوپ با چشمای خمار اومد تو همینو طور تو شک بودم...
ات: جیهوپ حالت خوبه؟
جیهوپ: امشب بدن زیبای سفیدت برای اقای هوسوک میشه چاگیا(خمار و با صدای بم)
ات: هوپی گفتم که میترسم، دردش خیلی بده
جیهوپ: درحال نزدیک شدن به ات...
جیهوپ: سانشاینم قول میدم درد نکنه
ات: واسا ببینم جیهوپ دهنت یکم بوی الکل میده خوردی؟
جیهوپ: بیب اگه نمیخوردم جلومو میگرفتی (یه بوسه روی گردن ات که هور**نیش کنه)
ات: اههه جیهوپ لطفا نه اههههه
جیهوپ: چی اسممرو درست نشنیدم بیب(درحال کیس مارک گذاشتن روی گردن ات)
ات: اههه.... جیهوپ لطفا
ویو جیهوپ:


پارت بعدی........
دیدگاه ها (۰)

A love that begins with jealousy ✨part18:چند ماه بعد:.... وی...

love that begins with jealousy ✨part17:ات: خب... خودتی جیهوپ...

A love that begins with jealousy ✨part12:ا-ت: خب راستش بایست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط