‍ کاش مـن و تـو

‍ کاش مـن و تـو
دو جلد از یک رمان عاشقانه بودیم
تنگ در آغوش هم
خوابیده در قفسه‌های
کتابخانه‌ای روستایی
گاهی تو را
گاهی مرا،
تنها به سبب
تشدید دلتنگی‌هایمان
به امانت می‌بردند
دیدگاه ها (۱)

🍂🖇گاهی چایی‌ام را با خیالتشیرین می‌کنم گاهی دست در دستِ خیال...

یادم می آید،نگران بودم که تنهایم بگذاری،مرا در اغوش گرفتی و ...

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۴: گروه تحقیقمعلم...

عجیب است…گاهی کسی را داری،اما دلت برایش تنگ می‌شود،برای حرف‌...

رها🍂 شب که می شودمی نشینم رو به روی آینه ی دلماز تو می گویما...

🌹ای کاش می‌توانستم بگویم که با من چه میکنیتو جانی در جانم می...

عاشقانه های شبنم

می‌دانم فاصله گاهی امتحان بزرگی‌ست، اما یاد تو، گرمای حضور ت...

تو را هم عاشقم، هم بی نهایت دوستت دارم و می دانم تو میدانی ک...

#عاشقانه_های_من#موزیک #آهنگ #ترانه #پاییز #پاییز_زیبا #پاییز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط