آن کو تو باشی بال او ای رفعت و اجلال او

آن کو تو باشی بال او ای رفعت و اجلال او
آن کو چنین شد حال او بر روی دارد خال ها
گیرم که خارم خار بد خار از پی گل می زهد
صراف زر هم می نهد جو بر سر مثقال ها

#مولانا
دیدگاه ها (۲)

مثلِ باد سرد پاییز،غمِ لعنتی به من زدحتی باغِبون نفهمید،که چ...

و تنهاییِ منشبیخون حجم تو را پیش بینی نمی‌کرد،و خاصییت عشقای...

تنهایی را دوست دارمبه شرط آنکه هر از گاهی دوستی بیاید تا درب...

تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خویش،دیدم که در آن آینه هم...جز...

خوش خرامان می‌روی ای جان جان بی‌من مروای حیات دوستان در بوست...

سعادت جو دگر باشد و عاشق خود دگر باشدندارد پای عشق او کسی کش...

روزه يک سو شد و عيد آمد و دل‌ها برخاستمی ز خمخانه به جوش آمد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط