✍ #زندگی

✍ #زندگی
❓ #نویسنده_نامشخص



میخواهم زندگی کنم....!

نشسته بودم ؛ گفتند متحصن شده ای !
_برخاستم ؛ گفتند : علیه ما قیام کرده ای !
_ راه رفتم ؛ گفتند : دست به تظاهرات زده ای !
_دویدم ؛ گفتند : فراری هستی !
_رفتم به گوشه ای ؛ گفتند : مخفی شده ای !
_خندیدم ؛ گفتند : به ما میخندی ؟!
_ گریه کردم ؛ گفتند : میخواهی سیاه نمایی کنی!
_ گفتم : میخواهم زندگی کنم . گفتند : به اخرت اعتقاد نداری؟؟
دیدگاه ها (۶)

تک پارتیاز:جونگکوک وقتی حالش خوب نبودچند وقتی میشه که جونگکو...

🫁🫀🤞🏾بخش اول: شطرنج بدون مهرهچند هفته از ناپدید شدن بی‌سروصدا...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده»پارت : ۳۰اولین شب زندگی مشتر...

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

استاد جئون part 4رینا: رسیدیم خونه جونگکوک الان باید می اومد...

فیک تهیونگ. دوباره تو

میخواهم زندگی کنم....!نشسته بودم، گفتند متحصن شده ای!برخواست...

♨ ️ نشسته بودم ؛ گفتند متحصن شده ای !برخاستم ؛ گفتند علیه ما...

« دوباره دلم گرفته »دوباره آسمان این دل ابری شده .دوباره این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط