پیرزن از صدای خروپف هر شب پیرمرد شکایت داشت، اما پیرمرد ه

پیرزن از صدای خروپف هر شب پیرمرد شکایت داشت، اما پیرمرد هرگز نمیپذیرفت
شبی پیرزن آن صدارا ضبط کرد که صبح حرفش را ثابت کند...
اما صبح پیرمرد هرگز بیدار نشد
وآن صدای ضبط شده، لالایی هر شب پیرزن شد!!!!
"قدر لحظات کنار هم بودن را بدانیم"
دیدگاه ها (۳)

فاصله یک لبخند تا جنون

پارت اول | میزِ کنار پنجرهصدای زنگ کوچکی که بالای در کافه بو...

RESPECT OR DIE : پارت سوم قدم‌هایی آرام از پشت سرش نزدیک شد....

معامله p7جونگ‌کوک چند ثانیه به تهیونگ نگاه کرد.بعد لبخند کوچ...

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت یــازدهــم 𓆪 🖤🥀در اتاق ۱۳ آرام باز شد.هوای سر...

.....پارت چهارم.....

پارت ۴۶ — چیزی که از او باقی مانده بودچند هفته گذشت.یورا سعی...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌و‌هشتم: بیدار شو---شانه‌اش را بستم.با د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط