ای عقل بپرهیز و مگو عشق چنان است

ای عقل بپرهیز و مگو عشق چنان است
ای عشق کجایی که ببینند چنینی


#فاضل نظری
دیدگاه ها (۱)

ماییم که از بادهٔ بی‌جام خوشیمهر صبح منوریم و هر شام خوشیمگو...

هنر آن است که عکس تو بیفتند در ماهماه در آب که همواره فرو ری...

به روی آینه ی پر غبار من بنویسبدون عشق جهان جای زندگانی نیست...

چابک سواری نامه ای خونین به دستم داد با او چه باید گفت وقتی ...

♨️آب طلب نکرده همیشه مراد نیست گاهی بهانه ‌ای است که قربانی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط