سلام .....

سلام .....
دوباره جمعه شد و پست دعا..

خدایااا...
دوباره جمعه شد و دست دعاااا...
اما این جمعه یه فرقی داره خدااا ،
اونی که محتاج دعا بود خسته شد و اومد پیش خودت ...
خیلی دردا کشید ، .مریضی کشید ...میدونم تو ارحم الراحمینی ..میدونم تو همه کارت یه حکمتیه ....
میدونم اون یه داداش مجازی بود که هیچ وقت نه میدونستم کیه و کجاست ...
میدونم اینجا مجازیه اما...
دلا واقعین ....
از دست دادن یه داداش کوچیک مجازی خیلی سخته ...مجازی بود اما دردش واقعیه ....
خدایااا ...
آریا فقط ۲۳ سالش بود با یه دل پرآرزو ..آرزوهاشو برداشت اومد پیش خودت ...
جای خوبی اومد دیگه هیچ دردی نداره....
دلم گرفته خدااا...
خودم یه مادرم ...میدونم خیلی سخته ...صبر بده به خانوادش ...تحملی بده برای صبور بودن ....
خدایااا...
می خواستم امروز از خودت شاکی بشم اما نمیشه ...


این آخرین پست دعام بود برای آریااا..
یه مدت نمیام تا آروم بشم ...
ممنون از همه ی دوستان گلم ...این اواخر کم میامدم اما همیشه یادم کردن ....
دوستون دارم با اینکه مجازی هستین ..

( التماس دعا _ سایه )
دیدگاه ها (۳۵)

ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﻓﺮﮐﺎﻧﺲ ﺷﺎﺩﯼ ﺗﻨﻈﯿﻢ ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ ﺑﻬﺸﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﻭ...

ثانیه ها از پی هم. لحظه به لحظه دم به دم. رو به جلو قدم قدم ...

آریا رفت ..... :(

الهی!اگرپستم، بنده ی توهستمدلم را به رحمت تو بسته ام، وحالا ...

ویو آت : نه نه نه نمی‌خوام به اون عوضی زنگ بزنم الان اگه بز...

رمان. دختر گمشده من پارت اول

پارت ۳ (end)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط