ضعف ممنوعه 

ضعف ممنوعه 
Forbidden Weakness

p.78 
(روایت از زبان ا.ت)

---

پوشه‌ای که جونگ کوک گذاشته بود رو برداشتم و باز کردم. داخلش چند تا برگه بود: آدرس، عکس‌هایی از خونه، و دو تا کلید. خونه بزرگ به نظر می‌اومد، مدرن و خلوت. دقیقاً همون چیزی که برای دو نفر غریبه کافی بود تا بیشتر از قبل تنها بمونن.

نشستم رو کاناپه و به برگه‌ها خیره شدم. از فردا باید می‌رفتیم. دیگه حتی صدای مامانم از آشپزخونه یا حضور بابام تو خونه هم نبود. فقط من و جونگ کوک. تو یه جای جدید.

درست وقتی داشتم کلیدها رو تو دستم می‌چرخوندم، گوشی‌م ویبره رفت. 
شماره ناشناس بود. همون شماره‌ای که هفته‌ها بود هیچی ازش نیومده بود.

قلبم یه لحظه ایستاد. صفحه رو باز کردم.

"خونه‌ی جدید مبارک"       (نویسنده روانی)

چند ثانیه فقط به جمله نگاه کردم. دست‌هام سرد شدن. سریع به اطراف نگاه کردم. سالن خلوت بود. هیچ‌کس نزدیکم نبود.

پیام بعدی بلافاصله اومد:

"فک کردی با عوض کردن آدرس، تموم می‌شه؟"

نفسم تندتر شد. گوشی رو محکم‌تر گرفتم. نمی‌دونستم باید جواب بدم یا نه. قبلاً وقتی جواب نمی‌دادم، پیام‌ها بیشتر می‌شدن. حالا بعد از این همه سکوت، دوباره شروع شده بود.

بلند شدم و رفتم کنار پنجره. پرده رو کمی کنار زدم و به خیابان نگاه کردم. هیچ چیز غیرعادی دیده نمی‌شد. ولی حس می‌کردم یکی یه جایی حواسش به حرکت‌هام هست.

از پشت سرم صدای قدم اومد. جونگ کوک بود. وقتی منو دید که گوشی تو دستمه و رنگ‌م پریده، ابرو هاش کمی درهم شد.

- چی شده؟

من سریع صفحه رو قفل کردم و گوشی رو پایین آوردم.

+ هیچی... فقط پیام بود.

جونگ کوک چند قدم نزدیک‌تر اومد. نگاش رفت روی گوشی‌م.

- از کی؟

من چند لحظه جواب ندادم. بعد خیلی آروم گفتم:

+ نمی‌دونم. شماره ناشناسه.

جونگ کوک دستش رو دراز کرد.

- بده ببینم.

من گوشی رو عقب کشیدم. سرم رو تکون دادم.

+ لازم نیست... چیز مهمی نبود.

چند ثانیه به هم نگاه کردیم. بعد جونگ کوک فقط یه جمله گفت و رد شد:

- هر چی هست، از فردا تو اون خونه مواظب خودت باش. من که حوصله‌ی دردسر اضافه ندارم.

وقتی رفت، دوباره صفحه رو باز کردم. پیام سومی هم اومده بود:

"فردا شب می‌بینمت"

گوشی از دستم تقریباً افتاد. سریع قفلش کردم و به سینه‌م چسبوندم.

خونه‌ی جدید. 
زندگی تنهایی با جونگ کوک. 
و حالا دوباره اون پیام‌ها.

حس می‌کردم داره همه چیز با هم جمع می‌شه رو هم........
ادامه دارد............
دیدگاه ها (۳)

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.79  (روایت از زبان ا.ت)---بع...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.80  (روایت از زبان جونگ کوک)...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.77  (روایت از زبان جونگ کوک)...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.76  (روایت از زبان نویسنده)-...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.44🎁  (روایت از زبان ا.ت)---چ...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.40🎁  (روایت از زبان ا.ت)---چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط