دستها را برده ام بالا خدایم را صدا کردم، نمیدانم چه میخوا

دستها را برده ام بالا خدایم را صدا کردم، نمیدانم چه میخواهی، ولی امشب برای تو، برای رفع غمهایت، برای قلب زیبایت، برای آرزوهایت، به درگاهش دعا کردم پیشاپیش عید سعید قربان مبارک
دیدگاه ها (۱)

سربلندی ابراهیم آرامش اسماعیل امیدواری هاجر عطر عرفه وبرکت ع...

بندگی کن تا که سلطانت کنندتن رها کن تا همه جانت کنندسر بنه د...

خاک عرفات را آب زمزم را کوه حرا را جرات ابراهیم راطاقت اسماع...

در زندگی هرکس بایدیک نفر باشدمرد و زن بودنش مهم نیستفقط باید...

𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟖𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒘𝒆 𝒇𝒂𝒍𝒍 𝒊𝒏 𝒍𝒐𝒗𝒆ویو جونگ کوکداشتم به سمت دستشویی م...

این پست برای دخترک نازم، لاهن... 🪽🤍بعضی آدم‌ها بی‌سر و صدا و...

wepart 31مایا: من..شایدنیک:شاید فقط اینو میخوای بگی؟!مایا: آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط