مُردم! چقدر فاصله ... آخر نمی‌شود

مُردم! چقدر فاصله ... آخر نمی‌شود

یک عمر صبر کردم و دیگر نمی‌شود

 

حسّی که سالها به تو ابراز کرده ام

زیر سوال رفته و باور نمی‌شود

 

هرشب اگر چه دسته گلی آب می‌دهی  !

بی فایده ست؛ عشق تناور نمی‌شود

 

ای سوژهء تمام غزل های قبل ازین!

بعد از تو "باز" یارِ کبوتر نمی‌شود

 

افتاده ام درست تهِ چال گونه ات

پای دلم شکسته و بهتر نمی‌شود

 

نابرده رنج گنج میّسر اگر شود

با تار مویی از تو برابر نمی‌شود

 

مصداق شعرِ "بی همگان سر شود" شده

بی تو ولی به شعر قسم، سر نمی‌شود

 

# عاشقانه ...
دیدگاه ها (۱)

سعی کن وقتِ بی کسی هایت، گاه لبخند کوچکی بزنیفکر فردای پیری ...

لحظه ای مثل من تصور کن پای قول و قرار یک نفریترس شیرین و مبه...

سلام ، صبح همگی بخیر دوستان خوبم ...

بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیستباور کنید که پاسخ آیینه سنگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط