بخشش

بخشش
مَرده تو يك شهر غريب در يه خونه اي رو ميزنه و واسه رفع تشنگيش يه كم آب ميخواد.يه دختر بچه مياد دم در و يه كاسه دوغ به مرد ميده،
مرد ميخوره و به دختره ميگه شما هر كي بياد در خونه تون و آب بخواد بهش دوغ ميديد؟
دختره ميگه نه بابا ديشب مهمون داشتيم دوغ درست كرديم منتها سوسك افتاد توش واسه همين چون مي خواستيم دور نريزيم داديم شما خورديد.
اين حرف رو كه ميزنه مرده عصباني ميشه و ميزنه كاسه دوغ رو ميشكنه، اون وقت دختره داد ميزنه ميگه مامان مامان اين آقائه زد كاسه غذاي سگمون رو شكست.
دیدگاه ها (۲)

تفكري بسيار خنده دار از نوع ايراني يك ايراني وارد بانكي در م...

داستاني از هيچكاك اين داستان را ((آلفرد هيچكاك))كارگردان معر...

آرزو از نوع ايراني در داستانهاي قديمي آورده اند كه: روزي خدا...

رانندگي زن غضنفر زن غضنفر مياد خونه و به غضنفر ميگه: داشتم م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط