☆شاید اشکهایش ساده نریزد ☆
☆شاید اشکهایش ساده نریزد ☆
♥شاید صدایش با یک طعنه راحت نلرزد♥
★دستانش زبرتر و پهن تر از دستان توست ★
★اما...
♥با همان دستها تورا نوازش میکند و تو آرام میشوی ...
وتو چه میدانی از بغض گیرکرده ی یک مرد ...
و تو چه میدانی از چشمانی که دنیای او شده
♥آنقدر او را با پولش نسنج ....
♥با ماشینش اندازه گیری نکن ....
♥باحساب بانکی اش وزن نکن
♥فقط با او "صادق" باش تا دنیایش را ب پایت بریزد♥
نگاه به بازوی ستبر و مردانه اش نکن
←خیلی وقتها بی صدا میشکند →
←مرد که باشی ...
← دوست داری از نگاه یک زن مرد باشی →
♥شاید صدایش با یک طعنه راحت نلرزد♥
★دستانش زبرتر و پهن تر از دستان توست ★
★اما...
♥با همان دستها تورا نوازش میکند و تو آرام میشوی ...
وتو چه میدانی از بغض گیرکرده ی یک مرد ...
و تو چه میدانی از چشمانی که دنیای او شده
♥آنقدر او را با پولش نسنج ....
♥با ماشینش اندازه گیری نکن ....
♥باحساب بانکی اش وزن نکن
♥فقط با او "صادق" باش تا دنیایش را ب پایت بریزد♥
نگاه به بازوی ستبر و مردانه اش نکن
←خیلی وقتها بی صدا میشکند →
←مرد که باشی ...
← دوست داری از نگاه یک زن مرد باشی →
- ۶۰۹
- ۱۵ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط