پیشی بی اعصاب من

پیشی بی اعصاب من
پارت پنجم

ویو میتسوکی

این دوتا چرا هیچ صدایی ازشون در نمیاد؟ چرا دعوا نمی کنن؟

آینه ماشین رو طوری تنظیم کردم که بتونم پشت رو ببینم
به آینه که نگاه کردم دیدم ریوکی سرش روی شونه کاتسوکیه! کاتسوکی هم کاریش نداره گذاشته بخوابه!!
واقعا این دو تا به هم میان باید اینارو بهم برسونم( به به خوشمان آمد میتسوکی هم قراره کمک کنه اینا به هم برسن😃 )

پرش به زمان رسیدن به خونه این پرش دلیلش گشادی نویسنده نیست دلیلش کمبود ایدس 🤌

میتسوکی ماشین رو پارک می‌کنه و به پشت ماشین نگاه می‌کنه

کاتسوکی: به چی نگاه می‌کنی😒
میتسوکی: ربطی به شما نداره 😁
کاتسوکی: دِ....

که ریوکی بیدار میشه و می‌بینه سرش رو شونه باکوگو عه سریع سرش رو بلند می‌کنه و میگه
ریوکی: ب...ببخشید کاتسوکی
کاتسوکی: مهم نیست
ریوکی: 🤨
میتسوکی:😃💖
کاتسوکی: چطونه شما؟

و سریع از ماشین میره بیرون ریوکی و میتسوکی برای چند ثانیه هم رو نگاه می‌کنن بعد میزنن زیر خنده😂

میتسوکی بعد از خندیدن: خب ریوکی بیا بریم داخل عزیزم
ریوکی: باشه بریم😊

میتسوکی در خانه رو باز می‌کنه و با ریوکی وارد خونه میشه

میتسوکی: خب عزیزم اصلا غریبی نکن اینجا خونه خودته
ریوکی: چشم خیلی ممنون
میتسوکی: یه بار دیگه رسمی حرف بزنی من می‌دونم با تو
ریوکی: باشه خاله😥

پایان
باید از یکی ممنون باشید که پارت دادم
اگه بخونی لایک و کامنت نزارید نزدیک ترین کس کیساکی هستی😃
دیدگاه ها (۱۶)

پیشی بی اعصاب من پارت ششم میتسوکی: خب حالا عزیزم دنبالم بیا ...

پیشی بی اعصاب منپارت هفتم🌃شب🌃ویو ریوکی امشب خیلی آسمون تاریک...

زندگی پردردسر پارت ۳۳جیرو: خب چی میگفتی؟😊🔪جیرو ماهیتابه رو م...

پیشی بی اعصاب من پارت چهارم میتسوکی وارد اتاق میشه و دستش رو...

پیشی بی اعصاب من پارت دوم که صدای باز شدن توجه ام رو به خودش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط