دوست داشتم دو نفر بودم

دوست داشتم دو نفر بودم
خودمو بغل میکردم
اشکا خودمو پاک میکردم
دستا خودمو میگرفتم محکم فشار میدادم که دلم قرص شه
الان هیچکسو هیچیو نمیخوام جز خودم
چون فقط منه که میدونه چی تو دل منه
کاش خودم بود الان پیشم که میزد رو شونم حرفا آدما رو تکدیب میکردو میگفت همش چرتُ پرته،،،تو منو داری...مممن...منم تو دلم میگفتم فقط تویی که هیچوقت تنهام نمیذاری منِ خوبم
آخ خدا من دارم چی میگم
مطمعنم دیوونه نشدم
من فقط دلم منو میخواد
همین
دیدگاه ها (۱)

+ خدایـا دلمـ شکستهـ:)خدا:میدونمـ ببخششـ+ اخهـ خدا جونمـ اشـ...

‌

‌

بعضیـ وقتــا مجبوریـ تو فـَضایِ بُغضِتـ بِخـَندیـ. . .دِلـِت...

Multi-Part: 5When you were pregnant, you went to the gym wit...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 139♡⁠。⁠)⁩قلبم ا...

پارت پانزده ویو لونا یونگی به من خیانت کرد خیلی حالم بد بود ...

رمان دخت من

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت نهمویو اتچند روز از مرگ پدرم گذ...

پارت ۲ (سرنوشت) ویو ا/ت:خیلی داشت تند میرفت ریده بودم به خود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط