🔺 گفتم : "بالاخره که فراموشش میکنی. اینجوری نمی مونه"

🔺 گفتم : "بالاخره که فراموشش میکنی. اینجوری نمی مونه"
نفس عمیقی کشید و گفت :

"یادِ بعضی آدما هیچوقت تمومی نداره؛
با اینکه نیستن، با اینکه رفتن، ولی هیچ وقت خاطره شون تموم نمیشه"

گفتم : ولی همین که نیستش، کم کم همه چی تموم میشه.
گفت : بودنِ بعضی از آدما، تازه از نبودنشون شروع میشه.
دیدگاه ها (۲)

اینجوری هم نیست که یعدفه فراموشش کنی،مثلا اولش روزی سی بار ب...

بچه هاااا فعلا برای پوستر باید وایسم تا محدودیت چت جی پی تیم...

نمی‌دونم چرا امشب دوباره یاد بعضی چیزا افتادم.از اون خاطره‌ه...

باید یادبگیرے هرڪے ڪہ میاد یہ روزے میره..یہ سریا رو خدا میبر...

خب..یه چیزی میخواستم بگم راجب یه سری آدما نمیدونم اون شخص ای...

My professorChapter:2Part:99آخرین پرونده رو بستم و با خستگی ...

🐯💕~ تهیونگ با دوستش رفته بودن غذاخوری و بانویی که اونجا کار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط