به ابوسعید ابوالخیر گفتند: فلانی قادر است پرواز کند!

به ابوسعید ابوالخیر گفتند: فلانی قادر است پرواز کند!
گفت: این که مهم نیست، مگس هم می‌پرد.
گفتند: فلانی را چه می‌گویی؟ روی آب راه می‌رود!
گفت: اهمیتی ندارد، تکه‌ای چوب نیز همین کار را می‌کند.
گفتند: پس از نظر تو شاهکار چیست؟
گفت: اینکه در میان مردم زندگی کنی ولی هیچ‌گاه به کسی زخم زبان نزنی، دروغ نگویی، کلک نزنی و سواستفاده نکنی و کسی را از خود نرنجانی؛ این شاهکار است..
دیدگاه ها (۳)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش اول_هرگاه زنی با تلالوی ز...

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

یکشنبه95/2/19ساعت12:01به ابوسعید ابوالخیر گفتند: «فلانی شاهک...

🍃 نکته کوتاه🌻 به ابوسعید ابوالخیر گفتند: فلانی قادر است پروا...

ابوسعید ابوالخیر را گفتند:فلانی قادر است پرواز کند،گفت: این ...

به ابوسعید ابوالخیر گفتند:فلانی قادر است پرواز کند،گفت: این ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط