مامان!

مامان!
لحاف من صورتی بود، چرا سفید شده؟
بالشم مثل پنبه بود، چرا مثل سنگ شده؟
بابا!
تو میدونستی از تاریکی میترسم،
چرا لامپورو روشن نکردی؟
مگه داره بارون میاد؟
چرا همه جا بوی خاک میده؟
من دیروز حموم بودم،
چرا منو شستن؟
عشقم!
چرا گریه میکنی؟
آروم باش!
مگه وقتی زنده بودم ارزشمو فهمیدید؟...!!!
دیدگاه ها (۱)

چی ؟؟؟داره میاد ؟؟؟واسم گل خریده ؟؟؟تیپ مشکی زده ؟؟؟آرومه ؟؟...

اینجا کجاست !!! چرا هیچکی صدامو نمیشنوه ؟؟ ماااامان ؟ بابااا...

.

از مرگ نميترسم،من فقط نگرانم!كه در شلوغی آن دنيا " تو " را ...

پارت: 28 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آدم‌ها همیشه یه الگوی رفت...

“L’amour est la seule passion qui ne souffre ni passé ni ave...

رمان:رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀 پارت:6ا...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p10رفتم حموم.شاید...

جدایی

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6جانگکوک زیر لب غرید...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗ده این ویلا بود نه بابا ویلا چیه خوده ع...

یک سال با اژدها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط