روزگاری جاده بودم جاده ای غرق تردد،جاده ای کز رفت و آمد ل

روزگاری جاده بودم جاده ای غرق تردد،جاده ای کز رفت و آمد لحظه ای خالی نمیشد،من که بسیاری غریبان را به آبادی رساندم،عاقبت خود ماندم و ویرانه وتنهایی خود
دیدگاه ها (۴)

چقدر حقیرند مردمانی که نه جرأت دوست داشتن دارند ،نه اراده ی ...

یادت باشه که دل تخته سیاه نیست که هرکی اومد روش بنویسه وهرکس...

چقدر حقیرند مردمانی که نه جرأت دوست داشتن دارند ،نه اراده ی ...

زندگی یعنیهمین که تو باشی و من دیوانه وار دوستت بدارم !...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط