𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆

Part 7

صبح روز بعد رینا زودتر از همیشه بیدار شد و وقتی دید شوگا هنوز خوابه آروم از تخت بیرون اومد

گوشیش رو برداشت و دوباره پیام‌های دیشب رو خوند

امروز ساعت شش منتظرتم این بار اگه نیای خودم میام سراغت

رینا نفس عمیقی کشید و گوشی رو کنار گذاشت

دیگه نمی‌تونست فرار کنه

باید میرفت و هر کاری که ازش میخواستن انجام میداد تا شوگا در امان بمونه

شوگا: کجا میری

رینا با شنیدن صداش برگشت و دید که از خواب بیدار شده

رینا: میخواستم صبحونه درست کنم

شوگا: بیا یکم دیگه بخواب

رینا: تو برو بخواب من الان میام

شوگا دستشو گرفت و کشیدش سمت خودش

شوگا: امروز چرا انقدر عجله داری

رینا: عجله ندارم

شوگا: پس این همه استرس واسه چیه

رینا لبخند مصنوعی زد

رینا: شوگا من فقط یکم خسته‌ام

شوگا چند لحظه نگاهش کرد اما چیزی نگفت

بعد از صبحونه شوگا رفت شرکت و رینا تمام روز رو با نگرانی گذروند

ساعت پنج و نیم بود که بالاخره از خونه بیرون رفت

وقتی به کافه رسید مردی رو دید که کنار پنجره نشسته بود و با دیدنش لبخند زد

مرد: بالاخره اومدی

رینا: حالا چی میخوای

مرد: هنوزم همونقدر گستاخی

رینا: من دیگه اون دختر چند سال پیش نیستم ازم چی میخوای

مرد از جاش بلند شد و یه پاکت روی میز گذاشت

مرد: اینو بگیر و کاری که بهت میگم انجام بده

رینا به پاکت نگاه کرد

رینا: این چیه

مرد: چیزایی که برای خراب کردن رابطه‌ات با شوگا لازمه

رینا با شنیدن اسم شوگا سرش رو بالا آورد

رینا: من این کارو نمیکنم

مرد: پس باید منتظر عواقبش باشی

رینا: چرا دست از سر من برنمیدارین من چند ساله ازتون دورم چرا هنوز ولم نمیکنین

مرد با خونسردی جواب داد

مرد: چون هنوز یه چیزی داریم که میخوایمش

رینا: چی

مرد: به زودی میفهمی

رینا پاکت رو برداشت و بدون اینکه چیزی بگه از کافه بیرون رفت

تمام راه تا خونه به این فکر میکرد که داخل پاکت چیه و چرا اونا میخوان رابطه‌ش با شوگا رو خراب کنن

وقتی به خونه رسید شوگا هنوز برنگشته بود

رینا پاکت رو باز کرد و با دیدن محتویاتش دستش شروع کرد به لرزیدن

چند تا عکس از خودش و شوگا بود و یه نامه که فقط یه جمله داخلش نوشته شده بود

اگه واقعا دوستش داری کاری کن که ازت متنفر بشه



#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
دیدگاه ها (۰)

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁵دو هفته بعد...یونگی از...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁴سه ماه بعد____________...

🍷 شراب قرمزقسمت دوم: مهمان ناخواندهصدای شلیک هنوز توی گوش ری...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁵صبح روز بعد...رینا تا ص...

🍷 شراب قرمزپارت ۳۵ — پایان شراب قرمزرینا در را باز کرد.پشت د...

𓆩 پارت ۴۱ 𓆪 🖤🥀ات یک قدم عقب رفت.— امکان نداره...مرد از تاریک...

In the Embrace of DarknessPART 1صدای آرام موسیقی در کافه پخش...

رمان :تا وقتی عاشقت شدم

dark life = 28

خون و عشق 🩸❤️پارت هفتملینو از کافه بیرون اومد و چند قدمی رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط