"رفتن" !

"رفتن" !

رفتن که بهانه نمیخواهد ،
یک چمدان میخواهد از دلخوریهای تلنبار شده و گاهی حتی دلخوشیهای انکار شده ...
رفتن که بهانه نمیخواهد وقتی نخواهی بمانی ، با چمدان که هیچ بی چمدان هم میروی !

"ماندن" !

ماندن اما بهانه می خواهد ،
دستی گرم، نگاهی مهربان، دروغهای دوست داشتنی،
دوستت دارمهایی که می شنوی اما باور نمی کنی،
یک فنجان چای، بوی عود، یک آهنگ مشترک، خاطرات تلخ و شیرین ...

وقتی بخواهی بمانی ،
حتی اگر چمدانت پر از دلخوری باشد خالی اش می کنی و باز هم میمانی ...
میمانی و وقتی بخواهی بمانی ، نم باران را رگبار می بینی و بهانه اش می کنی برای نرفتنت !

آری ،
آمدن دلیل می خواهد
ماندن بهانه
و رفتن هیچکدام ... !!!
.
دیدگاه ها (۳)

ﻣﺎ دهه 70دیا ﺍﻋـــﺼـــﺎﺏ : ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ لــــﺠﺒـﺎﺯ : ﺑﻠﻪ ﻫﺴــﺘﯿ...

☆ハート★ のデコメ絵文字 آرامِـــ✗ــش امروزتـــ.. رو مـَــבیــــ ـــون...

مــن عــاشــق ایــن دختـــرونگـــی کـــردنــامم .. عـاشـ...

________________@@@@@ ________________@@@@@ ________________...

سناریو توکیو ریونجرز

P46نورِ ماه رویِ سطحِ آبِ دریا می‌رقصید و انعکاسِ نقره‌ای‌ش ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ¹².𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.وارد عمارت که شدند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط