من گم شده ام هرچه بگردی خبری نیست

من گم شده ام هرچه بگردی خبری نیست
جز این دو سه تا شعر که گفتم اثری نیست

یک بار نشستم به تو چیزی بنویسم
دیدم به عزیزان گله کردن هنری نیست

دلگیرم از این شهر پس از من که هوایش
آن گونه که در شأن تو باشد بپری نیست

ای کاش کسی باشد و کابوس که دیدی
در گوش تو آرام بگوید: خبری نیست

هر جا نکنی باز سر درد دلت را
چون دامن تر هست ولی چشم تری نیست

ای کاش که می گفت نگاه تو؛ بمانم
این لحظه که حرفت سند معتبری نیست

دل خوش نکنم پشت وداع تو سلامی ست
یا پشت خداحافظی من سفری نیست؟

من چند قدم رفتم و برگشتم و دیدم
در بسته شد آن گونه که انگار دری نیست



دیدگاه ها (۳)

ڪاش می شد لحظه ها را پس گرفتعشق های بی صدا را پس گرفت یا ...

حلالم کن اگر فردا از اینجا بی خبر رفتم شبیه شاعری تنها به رو...

سلام ای یار دور از ما نشسته.سلام ای بدتر از ما دل شکسته.سلام...

اگر کسی سراغی از من گرفت ، بگوییدش :دلش بهار میخواست و رقص ا...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

‼️حق الناس شوخی بردار نیست❗️⚠️ بیست سال است شلاقِ یک «اِی» ر...

منابع لبنانی: همه کسانی که در تونل‌ها بودند، کشته شدند.و هر ...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۴" در آغوش رویای آبی ات "...

رمان عشق ممنوع

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۶۰ | پایانچراغ‌ها دوباره روشن شدن...

اخرین بازمانده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط