بازیدرخون

بازی_در_خون🍷🔪
پارت صد هفتاد چهار🍷🔪


تند تند میخورد
انگار اشتهاش دوباره برگشته بود

به خوردنش نگاه کردم و لبخند کجی روی لبم نشست
مثل بچه ها یه ذره به گوشه لبش خورده بود
تموم کرد

سرشو بلند کرد و با چشماش درشت بهم نگاه کرد
که طاقت نیاوردم

خم شدم و اروم‌ اون یه ذره سوپی که به گوشه ی لبش خورده بود و مکیدم و بعد بوسه سریع به لبش زدم‌

زمزمه آرومم و که شنید به خودش اومد
+ ت و ل ه سگ خوردنی

روشو برگردوند
_سگ خودتی

تای آبرومو بالا انداختم و اون ادامه داد
_تازه همش پاچه میگیری

خندیدم آروم و مردونه
+بچه ، مواظب زبونتو باش...کار دستت میده ها

بغض کرد
دوباره چشماش پر از آب شد ولی تند تند پلک زد
میخواست من‌نبینم
غرورش نشکنه

همین غروری که داشت منو جذب کرده بود

+چیکار میخوای کنی کوتاه نکنم؟ بزنی؟ بیا بزن...تو که این کارو می‌کنه همش..

پوفی کشیدم
هی میخواستم حالشو عوض کنم دوباره برمیگشت سر نقطه اول
دیدگاه ها (۱)

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد هفتاد پنج🍷🔪+نمیزنمت، قول مردونه میدم که...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد هفتاد شیش🍷🔪#پریروزا همینجوری می‌گذشت حا...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد هفتاد سه🍷🔪+دهنی؟ بچه آخرین چیزی که میتو...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد هفتاد دو🍷🔪مثل بچه ها میموند اصلا وزنی ن...

[♡part⁸♡]ویوی نیکولاس‌حتی نفهمیدم کی خوابم برد،داشتن عروسک ک...

سناریو ساسونارو

وارث تاریکی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط