پارت سوم
(پارت سوم)
یا صدای پایش ک مغزم رو داغون کرده بود به دنبالم را افتاده بود همینجوری داشتم می رفتم یه نگاهی هم به پشت سرم یه نگاهی هم می انداختم هی قدم هامو تند تر می کردم اما بارم اون مرد ول کن. نبود نمیدونم چیشد ک یهو پام پیچ خورد و افتادم زمین
اون مرد اروم اومد کنارم ولی من همش سعی می کردم به عقب برم
لئو... بیا ببینم چیشده درد داری اره؟ دستتو بده کمکت کنم بلند شی
فرانسیس... نه نه نه نیا جلووو (با فریاد) برووو عقبب سمت من نیا وگرنه داد میزنم بیان ببرنت
لئو...نه خوشگل جون داد و فریاد هم بکنی نمیرم چون. تو مال منی ماللل منننیی تا ابددد
فرانسیس...ننننهههههه برو عقب نزدیکم نشوو ممم...ننن....میخاا...ممم ببب...ررم ..خونه ام( با لکنت) نمیدونستم چجوری حرف بزنم از ترس لکنت گرفته بودم ننن...ههه ممم...ننن میی..میخام برم پی..پیش بابامم
لئو...نه تو قراره مال من باشی نه بابات
(ادامه دارد......)
یا صدای پایش ک مغزم رو داغون کرده بود به دنبالم را افتاده بود همینجوری داشتم می رفتم یه نگاهی هم به پشت سرم یه نگاهی هم می انداختم هی قدم هامو تند تر می کردم اما بارم اون مرد ول کن. نبود نمیدونم چیشد ک یهو پام پیچ خورد و افتادم زمین
اون مرد اروم اومد کنارم ولی من همش سعی می کردم به عقب برم
لئو... بیا ببینم چیشده درد داری اره؟ دستتو بده کمکت کنم بلند شی
فرانسیس... نه نه نه نیا جلووو (با فریاد) برووو عقبب سمت من نیا وگرنه داد میزنم بیان ببرنت
لئو...نه خوشگل جون داد و فریاد هم بکنی نمیرم چون. تو مال منی ماللل منننیی تا ابددد
فرانسیس...ننننهههههه برو عقب نزدیکم نشوو ممم...ننن....میخاا...ممم ببب...ررم ..خونه ام( با لکنت) نمیدونستم چجوری حرف بزنم از ترس لکنت گرفته بودم ننن...ههه ممم...ننن میی..میخام برم پی..پیش بابامم
لئو...نه تو قراره مال من باشی نه بابات
(ادامه دارد......)
- ۲۷۷
- ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط