Monster in the forest

Monster in the forest
فصل 2 پارت 38

جونگ کوک:*میره*
(...............)
جونگ کوک: ا.ت..
ا.ت: مگه نگفتم هیچکس نیاد؟
جونگ کوک: میخواستم ببینمت
ا.ت: خب دیگه دیدی حالا برو
جونگ کوک: نه میخوام باهات حرف بزنم
ا.ت:*نگاهشو آروم ازش میگیره*
جونگ کوک:*کنارش میشینه*
ا.ت:..................
جونگ کوک:*با لحن آروم* خوبی؟
ا.ت: الان آره
جونگ کوک: چیز شخصی توی وسایلت بود؟
ا.ت: آره بخاطر همین نمیخواستم ببینه
جونگ کوک: جیهوپ الان توی چادر خودشونه..
ا.ت: ازش کارشو به دل نمیگیرم...ولی..
جونگ کوک:*بغلش میکنه* نمیزارم بهت دست بزنه..
ا.ت:*لبخند* جونگ کوکا..
جونگ کوک: بله؟
ا.ت: مرسی که هستی
جونگ کوک:*لبخند*
ا.ت: بدون تو چیکار میکردم؟
جونگ کوک:*تک خنده* احتمالا توسط هیولا ها خورده شده بودی
ا.ت:*میخنده* با اینکه اخلاقت خیلی گنده ولی دوست دارم
جونگ کوک: دوستم داری؟
ا.ت: به عنوان یه دوست
جونگ کوک: آها..
ا.ت:*ازش جدا میشه* میگما..
جونگ کوک: بله؟
ا.ت:*لبخند* بهم قول میدی...اگه تو رو انتخاب نکردم...ناراحت نشی؟
جونگ کوک:.......خب...خودت باشی میتونی قول بدی؟
ا.ت:*سرشو میندازه پایین* نه نمیتونم...ولی دلم نمیخواد هیچکدومتون بخاطر من ناراحت بشین اینو به یونگی هم گفتم...دوست ندارم بخاطر من دوستیتون خراب بشه اگه همچین اتفاقی بیوفته...*سرشو میاره بالا و نگاهش میکنه*..هرگز... خودمو نمیبخشم..
جونگ کوک:*نفس عمیق* به هر حال...هر کدوممون رو هم انتخاب کنی...من خوشبختی تو رو میخوام و... به تصمیمت احترام میزارم..
ا.ت:*با لبخند ریز سر تکون میده* ولی من هنوز انتخاب نکردم...به هر حال نمیخواد که خودتو ناراحت کنی..
جونگ کوک: اوهوم..
...................
جونگ کوک: خب...بیا بریم
(.............)
جین:*همچون جت بلند میشه و دستی به پاهاش میکشه* بسم الله رحمن رحیم...به به ا.ت جان تشریف آوردی
ا.ت:*میخنده*
جیهوپ:*از چادر میاد بیرون*
ا.ت:*ندیده میگیرتش*
همگی:...............
ا.ت:*با صدای آروم طوری که فقط خودشون بفهمن* باهاش مهربون باشین..
همگی:*تعجب*
تهیونگ:*به حرف ات گوش میده* عه...هیونگ اومدی؟
جیهوپ:*نیم نگاهی بهش میکنه*
تهیونگ:*لبخند*
جیهوپ:*راهشو میگیره میره*
تهیونگ:*با همون لبخند برمیگرده و در حالی که دندوناش روی همن حرف میزنه* مثل اینکه مهربونی هم فایده ای نداره
یونگی: چطور بعد از سیلی که بهت زد میگی باهاش مهربون باشین؟؟
ا.ت: نمیدونم...میخوام ببینم چی میشه..
همگی:................
ا.ت: موندین نگاهم میکنین؟ خو برین سرتونو با یه کاری مشغول کنین تا فردا بشه
همگی: 😐😐😐
ا.ت: چتونه؟؟
جیمین: الان ما فقط یه کاری باید بکنیم که زمانمون بگذره؟😐
ا.ت: آره خب یا اگه شما بهتون خوش میگذره...خوش بگذرونید...من که دارم وقتمو میگذرونم..
همگی:................
...................
تهیونگ: جدیدا به سنگین کردن فضا خیلی علاقه مند شدی😐
ا.ت:*شونه هاشو میزنه بالا* چه کنم..


تکرار میکنم این قسمت ها خیلی حساس و دردناکه کسانی که بیماری قلبی دارن نباید بخونن در ضمن اگه بلایی سر اعضا بیاد تکرار میکنم براش برنامه دارم یه وقت نیاین فوش بدیناااا ممکنه حتی یکی بمیره😐 هنوز نمیدونم به هر حال حواستون باشه سکته نزنین..
دیدگاه ها (۲۵)

استوری درخواستیپستش کردم💜

Monster in the forestفصل 2 پارت 39(فردا)*ا.ت ویو*همه خواب بو...

استوری درخواستیپستش کردم💜اون یکی دومیه رو کاملش رو براتون گذ...

Monster in the forestفصل 2 پارت 37یونکوک:*همچون جت خودشونو م...

طراح عشق

طراح عشق

طراح عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط