فرصتی نمانده بیا همدیگر را بغل کنیم

فرصتی نمانده بیا همدیگر را بغل کنیم
فردا یا من تو را میکشم یا تو چاقو را در آب خواهی شست...
همین چند سطر دنیا به همین چند سطر رسیده که انسان کودک بماند بهتر است
اصلا این فیلم را به عقب برگردان
آنقدر عقب که پالتوی پوست پشت ویترین
پلنگی شود که میدود در دشت های دور
آنقدر که عصاها پیاده به جنگل برگردند
و پرندگان به زمین زمین...
نه...به عقب تر برگردان
بگذار خدا دست هایش را دوباره بشوید ... در آینه بنگرد....
شاید تصمیم دیگری گرفت...
دیدگاه ها (۱)

ﺭﺳﻮﺍ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ ﺑﺎ ﮐﻠﻤﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﻢ ﻭ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺷﻨﻮﯼ!! ﺣﺒﺴﺸﺎﻥ...

درست وســـــط پیشــــانـــی ات می شـــود قبلـــــه گــاه لبـ...

گل را ساعتی محبت را روزی و عشق را لحظه ای اما تو را برای ...

ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺨﺘﻪ .. ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺨﺘﻪ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﺑﺴﻮﺯﯼ ﺍﻣﺎ ﻧﺘﻮﻧﯽ ﺑﻬﺶ ﺑﮕ...

فرصتی نمانده بیا همدیگر را بغل کنیمفردا یا من تو را میکشم یا...

فرصتی نمانده بیا همدیگر را بغل کنیم فردا یا من تو را میکشم ی...

فرصتی نمانده بیا همدیگر را بغل کنیم فردا یا من تو را میکشم ی...

فرصتی نمانده بیا همدیگر را بغل کنیمفردا یا من تو را میکشم یا...

فرصتی نمانده بیا همدیگر را بغل کنیم فردا یا من تو را میکشم ی...

فرصتی نمانده بیا همدیگر را بغل کنیمفردا یا من تو را میکشم یا...

فرصتی نمانده بیا همدیگر را بغل کنیم فردا یا من تو را میکشم ی...

فرصتی نمانده بیا همدیگر را بغل کنیم فردا یا من تو را میکشم ی...

فرصتی نمانده بیا همدیگر را بغل کنیم فردا یا من تو را میکشم ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط