قاصد عشق آمد اما از سفرها سوخته

قاصد عشق آمد اما از سفرها سوخته

در میان راه مشتی از خبرها سوخته

حالت ای پروانه ی عاشق از این بدتر مکن

با دلت پرواز کن وقتی که پرها سوخته

××××

انتظار سایه ای خوش می کشیم اما چه سود

تا بیاید سایه گستر ،مغز سرها سوخته

از کدامین باغ زنبیل تمنا پر شود

کز هجوم باد سوزانی ثمرها سوخته

××××

زندگی نقاشی یک قلب خنجر خورده است

چشم ها حیران از این نقش و نظرها سوخته

همت دستان پاک از جنس ابراهیم کو

نشکند دیگر بتی آیا تبرها سوخته
دیدگاه ها (۱)

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

یوسف و زلیخا اگر تو این زمونه بودن🤣🤣

ایشون کوچیک ترین بچه مدرسه ای هس

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

🌱🍃 پیوسته دل به #صبحِ رخ تو چو ابرویت در بند طرّهٔ سر زلفِ...

آقای قالیباف حیف سردار که رفیقت بود کاشکی مثل سردار بودی ولی...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط