آیدل جذاب من
آیدل جذاب من
پارت⁵³
ویو آلیسا
بعد از اینکه آنا بهم زنگ زد رفتم که آماده شم
یه تیشرت قرمز و شلوار فول بگ خاکستری پوشیدم،کل موهامو جمع کردم و بستم،یه آرایش محو کردم و ادکلن زدم خودمو تو آینه نگاهی کردم و بیرون رفتم
کوک هم آماده شده بود،یه تیشرت و شلوارک مشگی پوشیده بود
آلیسا:بریم؟
سری تکون داد و به سمت در رفتم که دستمو گرفت،سرشو توی گردم فرو برد و نفی عمیقی کشید،بعد عقب رفت و در رو باز کرد و رفت بیرون،قلبم تو دهنم بود،نفی عمیقی کشیدم و بیرون رفتم
ویو نویسنده
بچه ها جلوی در هتل همدیگر رو دیدن و بعد از اینکه جین و جیمین هم اومدند و باهم به سمت مرکز خرید رفتند(یادتون نره اونا بی تی اس هستن،محافظت شده رفتند)
به مرکز خرید که رسیدن پیاده شدن،داخل ماشین ماسک زده بودن
ویو ات
چقدر اینحا بزرگ بود!!
جین:بابا دخترا دهنتون پایین افتاده ها(خنده شیشه شوری)
همه خندیدیم و حرکت کردیم
آنا:خب دخترا آماده این کارتمونو خالی کنیم؟؟
منو آلیسا بله ای گفتیم که پسرا سرفه ای کردند
ادامه دارد...
پارت⁵³
ویو آلیسا
بعد از اینکه آنا بهم زنگ زد رفتم که آماده شم
یه تیشرت قرمز و شلوار فول بگ خاکستری پوشیدم،کل موهامو جمع کردم و بستم،یه آرایش محو کردم و ادکلن زدم خودمو تو آینه نگاهی کردم و بیرون رفتم
کوک هم آماده شده بود،یه تیشرت و شلوارک مشگی پوشیده بود
آلیسا:بریم؟
سری تکون داد و به سمت در رفتم که دستمو گرفت،سرشو توی گردم فرو برد و نفی عمیقی کشید،بعد عقب رفت و در رو باز کرد و رفت بیرون،قلبم تو دهنم بود،نفی عمیقی کشیدم و بیرون رفتم
ویو نویسنده
بچه ها جلوی در هتل همدیگر رو دیدن و بعد از اینکه جین و جیمین هم اومدند و باهم به سمت مرکز خرید رفتند(یادتون نره اونا بی تی اس هستن،محافظت شده رفتند)
به مرکز خرید که رسیدن پیاده شدن،داخل ماشین ماسک زده بودن
ویو ات
چقدر اینحا بزرگ بود!!
جین:بابا دخترا دهنتون پایین افتاده ها(خنده شیشه شوری)
همه خندیدیم و حرکت کردیم
آنا:خب دخترا آماده این کارتمونو خالی کنیم؟؟
منو آلیسا بله ای گفتیم که پسرا سرفه ای کردند
ادامه دارد...
- ۱۰۹
- ۰۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط