چون درختی در صمیم سرد و بی ابر زمستانی

چون درختی در صمیم سرد و بی ابر زمستانی
هر چه برگم بود و بارم بود

هر چه از فر بلوغ گرم تابستان و میراث بهارم بود

هر چه یاد و یادگارم بود
ریخته ست

چون درختی در زمستانم
بی که پندارد بهاری بود و خواهد بود

دیگر اکنون هیچ مرغ پیر یا کوری
در چنین عریانی انبوهم آیا لانه خواهد بست؟

دیگر آیا زخمه‌های هیچ پیرایش
با امید روزهای سبز آینده
خواهدم این سوی و آن سو خست؟
دیدگاه ها (۳)

چون درختی در صمیم سرد و بی ابر زمستانیهر چه برگـــــم بود و ...

-چون درختی در صمیم سرد و بی ابر زمستانیهر چه برگم بود و بارم...

‌چون درختی در صمیم سرد و بی‌ابر زمستانیهرچه برگم بود و بارم ...

Ibra Tv

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۳. خد...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۲. خد...

♨️قطع مکرر سخنان ترامپ در تگزاس؛ از اعتراض‌های پی درپی تا در...

تو یکی خفه شو ابله کی نسل امثال شماخائنا منقرض میشه ♨️باهنر:...

نههههههههه لطفااااا :((

دلم میخواد همه کارا رو امتحان کنم:)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط