●یه سری دخترام هستن●

●یه سری دخترام هستن●

●مهم نیست چند سالشونه●

●از یه سنی به بعد کمتر صدای خندشونو میشنوی●

●خیلی کم تو جمع دیده میشن●

●با آهنگ خاصی میزنن زیر گریه●

●یه سری کارارو انجام نمیدن●

●دیگه هیچ عشقیو قبول ندارن●

●به احساسات دوستاشون میخندن●

●دیگه جمله ای به اسم*این با بقیه فرق داره*رو نمیشنوی ازشون●

●معمولا با کسی درد دل نمیکنن
ولی•••●

●به درد دل بقیه گوش میدن●

●وقتی اسم عشقو دوس داشتنو میشنون فقط یه نفر میاد تو ذهنشون●

●در عرض چند ثانیه همه زندگیشونو مرور میکنن●

●خلاصه بگم●

●بعضی دخترا شاید دختر باشن ولی کوه دردن●

●مُرده ی متحرکن●

●اینارو اذیت نکنین●

●اینا یه زمانی ساده بودن●

●ﺩﻝ ﺑﺴﺘﻦ●

●ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺪﻥ●

●ﺍﺯ ﻋﺸﻘﺸﻮﻥ ﺟﺪﺍ ﺷﺪﻥ●

●به جایی رسیدن که خودشونم نمیدونن کجای زندگیشونن●

●حالو هواشون با هم سنو سالاشون فرق داره●

●دیگه واسه هیچ پسری ذوق نمیکنن●

●همه رو با یه دید میبینن●

●اینا یه روزی عزیز دل یکی بودن●

●اینا همونایی هستن که اگه شب بخیر شنیدن عشقشونو نمیشنیدن

خوابشون نمیبرد•••
دیدگاه ها (۷)

Part 13

فضای اینجا برخلاف پایین سرد و تا یک و نم زده بود برخلاف پایی...

KIM V

part 13۴رو صندلی لم داده بود و موری داشت صحبت می‌کرد که آخر ...

منتظر بودم باردار بشم، چند وقتی بود رژیم پسر زایی گرفته بودم...

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط