مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

احساسی که به تو دارم نه آن قدر خاص برای جهان است و نه آن

احساسی که به تو دارم نه آن قدر خاص برای جهان است و نه آن قدر با اهمیت برای تو. اما من در میانه ی پوچی و زخم عاشقت شدم....
.
.
نخستین باری که تو را دیدم
زخمی داشتی،
زخمی دهان وا کرده
برای دیگری،
من تورا
با وجود آن زخم هایت
دوست داشتم.
 
جمال ثریا


.
.
.
‌دنبال زخمی تازه می گشت
تا درد کهنه اش را از یاد ببرد...
دیدگاه ها (۰)

سرت را بگذار روی سینه های من جز لابلای این باغ پارچه ای دیگر...

برای تو که نگذاشتی بدونِ غم بمانم :من پذیرفتم که نمی شود از ...

دست نیافتنی بودی از همان آغاز از همان روزها که دیدمت اما من ...

چه وطنی است این؟ که کنار می‌گذارد رازِ چشمانِ زن را، رمزِ عش...

چپتر ششم دروغ شیرین روز ها پشت هم میگذرند انگار در یک حلقه گ...

#novel_vampire ته ات ما با اون ها نمیریمات چرا ..ته ...یونا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط