در آینه دختری را دیدم پریشان

در آینه دختری را دیدم پریشان
هرچه میگفتم تکرار میکرد و اشک میریخت
"خدا شفایش دهد دیوانه بود...!"
دیدگاه ها (۱)

منم اونکه تظاهر کرد نداره دیگه احساسیشاید واسه همینم هست ک د...

در خزان پاییزی،پرستویی را در حال کوچ دیدم.به او گفتم:"چون به...

به خدا منم همینم😂امتحان ریاضی رو شدم ۱۲ بارفیقام میگفتم میخن...

Our chosenخلاصها/ت دختری ۱۸ ساله که توی ۱۸ سالگی توی دوران ...

همیشه میگفت سعی میکنم انسان باشم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط