#2
#2
بیو هیونجین
رسیدم خونه
! باباااااااااا
* سلام کوچولو چه خبر
ا هم من به پسر بچه به فرزندخواندگی گرفتم ..
* حدس بزن شام چی داریم سوهو؟
! جاجانگمیون؟
* افرییییین چه باهووووووش پسر خودمهههه
گرفتمشو کلی بوسش کردم و قلقلکش دادم تو خونه هم دنبالش کردم که صدای زنگ در اومد
* اومددددم... سونو همینجا بشین ببینم کیه
! باش
رفتمو درو باز کردم دیدم همون مردن اسمش چی بود؟ فیلیکس یادم اومد
- سلام
* تعقیبم کردین؟
- امممم متاسفم. لی اره
! بابااا کیهههه
سوهو دوید سمتم و پاهامو بقل کرد
! این اقاهه کیه چقدر ترسناکه
* سوهو سلام کن
! سلام
- سلام فسقلی... نمیدونستم بچه داری.. نمیخوای دعوتم کنی داخل
* اها.. بفرمایید
سوهو رو بقل کردم اونم سرشو گذاشت روی شونم و فیلیکس هم رفت داخل
- خب همسرت کو
* من زن ندارم
! بابایی فقط مال منه
و محکم بقلم کرد
- هی کوچولو بیا اینجا
سوهو اروم رفت پایین و رفت سمت فیلیکس، فیلیکس هم یه شکلات داد بهش
- بیا اینم برای تو
* بابام گفته از قبیله ها چوکولات نگریم ( شکلات)
سوهو رو بقل کردو نشوندمش روی پاهاش
- خب باباش اجازه میده یا نه؟
و به من نگاه کرد و چشمک زد
* ا.. اره چرا که نه
شکلات رو داد به سوهو. و گذاشتش زمین
* پسرک میشه بری توی اتاقت تا ما حرف بزنیم؟
سوهو سر تکون دادن رفت
* خب بفرمایید
- میخواستم بپرسم... میشه برای من کار کنین
* نه من برای کسی کار نمیکنم
- خب مدیری تو میدم بهت
* و.. وایسا چی
- اره خب
* مگه شما کی هستین
- من.. من پسر میلیاردر کره ی جنوبیم
خوش کم زد اما عصبی شدم بلند شدمو گفتم
* اگه میشه از خونه ی من برین بیرون
- میتونم بپرسم چرا
* چون من با پولدارا کار نمیکنم
اونم بلند شد و دکمه ی کتش رو باز کرد که سوهو دوید سمتمو بلندش کردم
! بابا اقاهه داره میره
* اره سوهو میخواد بره
! اما همیشه امشب بمونه
- اگه شما شازده کوچولو بخوای چرا که نه
و خم شد سمت صورت سوهو و به من نگاه کردو خندید
* باشه سوهو امشبم موندگارن ولی اگه عمو سونگمین بیاد چی
! خودم راضیس میکنم
* باش برو اسباب بازی هاتو بیار با عمو بازی کن
- وایسا چیکار کنم
سوهو رو گذاشتم پایین و اونم دوید سمت اتاق
* بازی کنی اینکارو میتونی انجام بدی
- معلومه که میتونم
بیو فیلیکس
* بازی کنی این کارو میت. نی انجام بدی
خودمو جمع و جور کردمو کامو صاف کردم و گفتم
- معلومه که میتونم...
تا پارت بعدی بروووووووووو🥰
بیو هیونجین
رسیدم خونه
! باباااااااااا
* سلام کوچولو چه خبر
ا هم من به پسر بچه به فرزندخواندگی گرفتم ..
* حدس بزن شام چی داریم سوهو؟
! جاجانگمیون؟
* افرییییین چه باهووووووش پسر خودمهههه
گرفتمشو کلی بوسش کردم و قلقلکش دادم تو خونه هم دنبالش کردم که صدای زنگ در اومد
* اومددددم... سونو همینجا بشین ببینم کیه
! باش
رفتمو درو باز کردم دیدم همون مردن اسمش چی بود؟ فیلیکس یادم اومد
- سلام
* تعقیبم کردین؟
- امممم متاسفم. لی اره
! بابااا کیهههه
سوهو دوید سمتم و پاهامو بقل کرد
! این اقاهه کیه چقدر ترسناکه
* سوهو سلام کن
! سلام
- سلام فسقلی... نمیدونستم بچه داری.. نمیخوای دعوتم کنی داخل
* اها.. بفرمایید
سوهو رو بقل کردم اونم سرشو گذاشت روی شونم و فیلیکس هم رفت داخل
- خب همسرت کو
* من زن ندارم
! بابایی فقط مال منه
و محکم بقلم کرد
- هی کوچولو بیا اینجا
سوهو اروم رفت پایین و رفت سمت فیلیکس، فیلیکس هم یه شکلات داد بهش
- بیا اینم برای تو
* بابام گفته از قبیله ها چوکولات نگریم ( شکلات)
سوهو رو بقل کردو نشوندمش روی پاهاش
- خب باباش اجازه میده یا نه؟
و به من نگاه کرد و چشمک زد
* ا.. اره چرا که نه
شکلات رو داد به سوهو. و گذاشتش زمین
* پسرک میشه بری توی اتاقت تا ما حرف بزنیم؟
سوهو سر تکون دادن رفت
* خب بفرمایید
- میخواستم بپرسم... میشه برای من کار کنین
* نه من برای کسی کار نمیکنم
- خب مدیری تو میدم بهت
* و.. وایسا چی
- اره خب
* مگه شما کی هستین
- من.. من پسر میلیاردر کره ی جنوبیم
خوش کم زد اما عصبی شدم بلند شدمو گفتم
* اگه میشه از خونه ی من برین بیرون
- میتونم بپرسم چرا
* چون من با پولدارا کار نمیکنم
اونم بلند شد و دکمه ی کتش رو باز کرد که سوهو دوید سمتمو بلندش کردم
! بابا اقاهه داره میره
* اره سوهو میخواد بره
! اما همیشه امشب بمونه
- اگه شما شازده کوچولو بخوای چرا که نه
و خم شد سمت صورت سوهو و به من نگاه کردو خندید
* باشه سوهو امشبم موندگارن ولی اگه عمو سونگمین بیاد چی
! خودم راضیس میکنم
* باش برو اسباب بازی هاتو بیار با عمو بازی کن
- وایسا چیکار کنم
سوهو رو گذاشتم پایین و اونم دوید سمت اتاق
* بازی کنی اینکارو میتونی انجام بدی
- معلومه که میتونم
بیو فیلیکس
* بازی کنی این کارو میت. نی انجام بدی
خودمو جمع و جور کردمو کامو صاف کردم و گفتم
- معلومه که میتونم...
تا پارت بعدی بروووووووووو🥰
- ۵۸۴
- ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط