سکوتی بود بر قلبم که با آن می زدم فریاد/

سکوتی بود بر قلبم که با آن می زدم فریاد/
اگر از شهر غم رفتی مرا هرگز مبر از یاد
دیدگاه ها (۱)

یک شب غمی بر دلم بود، فکر‌ می‌کردم وقتی فردا شود آن غم خواهد...

*آن حیاطی که پر از خنده و بازی بود،امروز در سکوتی دردناک...*...

دوست دارم عاشقت باشم؛ نمی خواهی مرا🌸پس چرا با غم تماشا می کن...

عکس های جدید

مادرجان😔🖤روزهاست رفتی اماهنوز ساز دلم به یاد چشمانتکوک می شو...

طوفان زندگی غم بزرگی رو گذاشتم ولی کم نیوردم

داستانبلندِ تو را كوتاه می‌نويسم آمدی...ماندی...رفتی...! دخت...

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مراسوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا...

نمی گویم حرامت باشد که آمدی و مرا به گناه عادت دادی و رفتی آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط