مافیایمن

#مافیای_من
پارت⁴:

ویو ا.ت:
چشام رو آروم آروم باز کردم دیدم توی ماشین هستیم و دست و پا و دهن ماریا و من رو بستن
بعد چند مین ماشین ایستاد و یکی از اون‌ها گفت پیاده بشیم ، پیاده شدیم و یک حیاط خیلی خیلی خیلی بزرگ دیدم و یه خونه که نه نمیشه گفت خونه ، یه عمارت با تم سیاه روبه‌رو مون بود.
ادمین: بادیگارد ها ا.ت و ماریا رو به سمت عمارت بردن و یه آقای دیگه در رو باز کرد و اون دو تا دختر رو به سمت هال عمارت بردن که روی مبل سلطنتی دو نفر نشسته بودن
کوک: خب میبینم که دوتا دختر اینجا جلومون وایسادن که دوبار جونشون رو نجات دادیم
ماریا: چی شما ها مارو دزدیدین؟
تهیونگ: راستش آره و چون بهتون خوبی کردیم باید برامون جبران کنید
ا.ت: چطوری اون وقت؟
کوک: تو(رو به ا.ت) خدمتکار شخصی من هستی از این لحظه و تو هم (رو به ماریا) خدمتکار شخصی هیونگ هستی
تهیونگ: خب دیگه ماریا تا یه ربع دیگه راه می‌افتیم، از ا.ت خداحافظی کن
ماریا: الان چی شد؟
ا.ت: فک کنم‌ مافیا باشن
ماریا: پس باید چیکار کنیم؟
ا.ت: نمیدونم فعلا باید خدمت کار باشیم تا زنده بمونیم
تهیونگ:ماریا کار من تمومه بریم
ماریا: خدافظ ا.ت

بعد رفتن تهیونگ و ماریا ،کوک به سمت ا.ت میره و.....
کوک: خب ا.ت اینجا چندتا قانون وجود داره که حتما باید انجام بدی
قانون ۱. بدون اجازه من آب هم نمیخوری
۲.‌ باید لباس هام مرتب و تمیز باشن
۳.‌ هیچ وقت سعی نکن فرار کنی چون هر جا بری پیدات میکنم و یه تنبیه بد در انتظارت خواهد بود
فهمیدی؟
ا.ت: بله آقای.........
کوک: ارباب یا قربان
ا.ت: بله ارباب
کوک: خوبه الان برو اتاقت کنار اتاق منه یعنی کنار درای که رنگش سیاه هست



آرمی میدونم کم شد ولی پارت بعدی طولانی تر مینویسم
💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜
دیدگاه ها (۵)

تولدت مبارک آقای رپ جهان و پیشولی آرمی ها ایشالا تولد ۱۲۰ سا...

سناریو درخواستی وقتی داری از سرما یخ میزنی ولی اونا گرمشونه(...

#مافیای_من پارت³:ویو بیمارستان:کوک داشت تو راهرو این ور رو ا...

درخواستی داشتین زیر همین پست کامنت کنید و یا تو پی وی بگید و...

#p۴:اسم فیک:بوسه ای برای شروع دوبارهپدر ا/ت: سلام ، پسرم منو...

ادامه ی سناریو درخواستی BTS

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط