☆عشق روانی من (۱)☆

☆عشق روانی من (۱)☆

از زبان هیروکو

صدای آلارم گوشیم اومد نگاهی به ساعت انداختم ساعت۷بود پس بلند شدم یه دوشی گرفتم و لباسامو پوشیدم و موهامو خشک کردم، رفتم اتاق آقای شوجی سان و در زدم گفت بیا داخل، رفت داخل ادای احترام کردم و شروع به صحبت کردن کردم

هانما: سلام دارلینگ کاری داشتی؟(با لبخند)

هیروکو: راستش میخواستم امروز برم بیرون برای همین اجازه میدین؟


هانما: نمیشه هانی بجاش قرازه ساعت۸شب بریم بار من قراره با یه گنگ قرارداد ببندم پس تو هم باید بیای

هیروکو: چشم (با ناراحتی)


هیروکو رفت


از زبان هانما

پس خیلی حوصلش سر رفته اما نمیتونم بزارم تنهایی بره بیرون اون فقط و فقط مال منه، بلند شدم و رفتم به اتاق هیروکوی عزیزم (جونن بابا🗿🎀) در زدم و رفتم داخل دیدم نشسته رو تخت نرفتم جلو و همونجا گفتم

هانما: راستی لباس مجلسی میتونی بپوشی فقط باز نباشه چون اون حروم زاده ای که قراره باهاش مذاکره کنم یه لاشیه منحرفه


هیروکو: چشم

هانما: خوبه


از زبان لارا (بنده:) )

هانما رفت و هیروکو رفت پایین برای صبحانه کنار هانما نشست چون همیشه با اون صبحونه میخورد بعد از خوردن صبحونه،کارای روزمره اشو تموم کرد به ساعت نگاهی انداخت ساعت هنوز ۱۲ بود خدمتکار اونجا داشت ناهار رو درست میکرد ، رفت یکم بیرون عمارت یکم هوابخوره، چون هنوز کابوس اتش سوزی خونشون رو میدید افسرده بود احساس کرد یکی از پشت بغلش کرده دید هانماعه

هانما: چرا تو فکری؟

هیروکو: چیز مهمی نیست (با لبخند الکی)

هانما: مطمئنی؟

هیروکو: شبها کابوس میبینم و نمیتونم بخوابم

هانما: قضیه اتش سوزیه؟

هیروکو: اره
دیدگاه ها (۱)

☆عشق روانی من (۲)☆هانما:هیی پس از این به بعد من باهات میخواب...

☆عشق روانی من (۳)☆☆لباس هیروکو اس (۲)☆ خب زر زدن بسه بریم اد...

☆فن فیک جدید از هانما ☆اسم: عشق روانی من ژانر: هنتای، عاشقان...

☆دونفر در یک قلب پارت ((5)) ☆یومه: میشع خریدارو بزاریم خونه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط