.

.
شب سڪوت میڪند

تا فریاد دلتنگی هایم را بشنود

نیستی و شب چه ڪوتاه ست

بــــراے تمــام ناگفتـه هــــایــم
دیدگاه ها (۱)

برایت می نویسم از ابهام لحظه ها، ...

خــــدایــــا...محـــــڪومیـتـم را تــــمام ڪن...خســـــتہ ش...

انگشت به لب مانده اماز قاعده ی عشق ...ما یار ندیدهتب معشوق ک...

ای دل زهر بی وفـــــــــــایی رو بخورمن که گفتم این بی وفا ر...

جملاتم هـر روز ڪوتاہ تر مے شوندهـر روز چند ڪلمہ ڪمترچند ...

بارهاااا در نوشته هایم دوست داشتنت را فریاد زدماما افسوس که...

تمام دلتنگی هایم حلالت .....💔

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط