تو که از رازِ دلم با خبری

تو که از رازِ دلم با خبری
حرف این است، من از این حادثه ها بیزارم
دیدگاه ها (۱)

خواب بر چشم ترم نیست، به دادم برسید شوق فردا به سرم نیست، به...

دوش چون مرغ سبکبال به پرواز و کنون قدرت بال و پرم نیست، به د...

من به چشمانِ تو عادت دارم دستِ من نیست کمی از تو خجالت دارم

کرد داغ دلمراز دلم آشکاروصله ای ناباب...سیل غم این امارت کرد...

این منم با اون حرف هایی که تو دلم مونده و به هیچ کی نگفتم🙃

بین این شعر های کهنه جواب راز منی!تو دل این شب تاریک تو فقط ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط