اگر از کمند عشقت بروم کجا گریزم

اگر از کمند عشقت بروم کجا گریزم
که خلاص، بی تو بند است و حیات بی تو زندان

اگرم نمی‌پسندی مدهم به دست دشمن
که من از تو برنگردم به جفای ناپسندان

نفسی بیا و بنشین سخنی بگوی و بشنو
که قیامت است چندان سخن از دهان خندان
دیدگاه ها (۱)

عشق من منو صدا کن منو از خودم رها کنتو اجاق مرده دل آتشی تاز...

ای نازنین ای نازنین درآینه ما را ببیناز شرم این صد چهره ها د...

وقتی دل سودایی می‌رفت به بستان‌هابی خویشتنم کردی بوی گل و ری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط