اصفانیه تو اتوبوس ميبينه بغل دستيش يه پلاستيك آجيل داره ب
اصفانیه تو اتوبوس ميبينه بغل دستيش يه پلاستيك آجيل داره بش میگه:اسمت چی چیس؟
-قباد.
به به؛ چه اسمی قشنگي...شغلت چی چیس؟
-زنبورداري.
به به؛ آکوجا میري؟
-اهواز.
عجب جایي؛ میشد یوخته آجيل وردارم؟
-نه؛ اينا امانته...
-نه و نگمه با اون اسمی ضاید ، مرتیکه پشه باز، تو این گرما سِگ میرِد اهواز!!!
-قباد.
به به؛ چه اسمی قشنگي...شغلت چی چیس؟
-زنبورداري.
به به؛ آکوجا میري؟
-اهواز.
عجب جایي؛ میشد یوخته آجيل وردارم؟
-نه؛ اينا امانته...
-نه و نگمه با اون اسمی ضاید ، مرتیکه پشه باز، تو این گرما سِگ میرِد اهواز!!!
- ۸۷۹
- ۲۹ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط