چند پارتی P

چند پارتی P2




چیزیو که دیدی باور نمیکردی! کمپانی خوشگل تر، بزرگتر و مدرن تر از چیزی بود که فکرشو میکردی که همین خوشحالیتو چند برابر کرد.
آقای کیم اتاقتو بهت نشون داد واقعا اتاق خیلی خوشگل و بزرگی بود.
بعد از انجام دادن یه سری کار توی اتاق لباساتو عوض کردی، یه نیم تنه مشکی، یه سویشرت طوسی روش و یه شلوار کارگو مشکی، موهاتم از پشت گوجه ای بسته بودی ولی نه اونقدر سفت

توی راهرو های کمپانی همه چی خوب بود و آیدل هارو میدیدی که داشتن چالش میگرفتن، خیلی ها تو اتاقای تمرین بودن و بعضی هاهم با منیجر ها دنبال لباس و ایده برای استیج بودن

تو با آقای کیم توی کافه تریا ی کمپانی قرار بود همو ببینین که برنامه بریزین چطور قراره خودتو به بقیه معرفی کنی و چطور کارو شروع کنی.
آقای کیم هم همه چیز رو توضیح داد و گفت: خانم ا.ت الان باید برنامه ای براتون ریختم رو نشونتون بدم. بعدش تبلتشو روشن کرد و برنامه رو توضیح داد همونجا بود که فهمیدی آرتیست جی وای پی بودن چقدر سخته🥲

بعدش رفتی توی اتاقت و لباساتو درآوردی و میخواستی بخوابی که یادت اومد آقای کیم گفتش که برای شروع باید با یه گروه فیت بدی ولی نگفت کدوم گروه چون مشخص نبود. اما دقیقا توی همون لحظه پیامی اومد، گوشیتو برداشتی و دیدی آقای کیم نوشته: ا.ت گروه مشخص شد فردا ساعت ۹ بیا اتاق جلسات.
و تو اینطوری با هیجانی که نمیذاشت بخوابی رفتی تو تخت و بزور خوابیدی
صبح که بلند شدی کاراتو انجام دادی اصلا فکرشو نمیکردی که با همچین گروهی باید همکاری کنی و از چیزی که دیدی شوک شده بودی نمیتونستی حرف بزنی...
دیدگاه ها (۰)

چند پارتی P3شوک شده بودی اونا اسکیز بودن، هشت تا صورت خوشگل ...

چند پارتی P1چمدونو سفت توی دستت نگه داشته بودی نمیدونستی این...

سناریو

اخرین سختی

وقتی قهر کرده بود…درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط