به سفارش اولی که یادداشت کرده بود نگاه کرد
"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"
𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟏
𝐏𝐚𝐫𝐭:7۷
به سفارش اولی که یادداشت کرده بود نگاه کرد.
•یه دسته گل با نیلوفر های آبی•
وسایل مورد نیاز و آورد و بدون توجه به جونگکوک که بهش خیره بود مشغول درست کردن شد.
چند دقیقه که گذشت احساس کرد جونگکوک داره میاد سمتش.
از دستش عصبانی بود.
_گرسنه نیستی؟
نیم نگاهی بهش انداخت و سرشو به معنی نه تکون داد.
چند دقیقه بعد جونگکوک از مغازه بیرون رفت.
دیار نفس راحتی کشید و به سفارش پنجمش رسید.
نمیدونست از دست جونگکوک خوشحال باشه یا ناراحت.
نمیدونست پروانه های تو دلشو بکشه یا نه.
اشکاش سرازیر شدن از این همه دو دلی.
جونگکوک وارد شدو شیک توت فرنگی که از کافه خریده بود رو جلوی دیار گذاشت.
_بخور..یکم بهت انرژی میده
دیار از لحن جونگکوک احساس کرد که میدونه ناراحته.
_میدونم یکم وحشیانه بود
دیار نیم نگاهی بهش انداخت و شیک توت رو از رو میز برداشت.
_سعی میکنم یکم خودمو کنترل کنم
حمایت یادتون نره سیسیا💋🎀
𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟏
𝐏𝐚𝐫𝐭:7۷
به سفارش اولی که یادداشت کرده بود نگاه کرد.
•یه دسته گل با نیلوفر های آبی•
وسایل مورد نیاز و آورد و بدون توجه به جونگکوک که بهش خیره بود مشغول درست کردن شد.
چند دقیقه که گذشت احساس کرد جونگکوک داره میاد سمتش.
از دستش عصبانی بود.
_گرسنه نیستی؟
نیم نگاهی بهش انداخت و سرشو به معنی نه تکون داد.
چند دقیقه بعد جونگکوک از مغازه بیرون رفت.
دیار نفس راحتی کشید و به سفارش پنجمش رسید.
نمیدونست از دست جونگکوک خوشحال باشه یا ناراحت.
نمیدونست پروانه های تو دلشو بکشه یا نه.
اشکاش سرازیر شدن از این همه دو دلی.
جونگکوک وارد شدو شیک توت فرنگی که از کافه خریده بود رو جلوی دیار گذاشت.
_بخور..یکم بهت انرژی میده
دیار از لحن جونگکوک احساس کرد که میدونه ناراحته.
_میدونم یکم وحشیانه بود
دیار نیم نگاهی بهش انداخت و شیک توت رو از رو میز برداشت.
_سعی میکنم یکم خودمو کنترل کنم
حمایت یادتون نره سیسیا💋🎀
- ۱۸.۳k
- ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط