بعد تو رفتم و یک گوشه گم و گور شدم

بعد تو رفتم و یک گوشه گُم و گور شدم
از تو و از همه ی خلق خدا دور شدم
چشمه بودم خوش و شادان و گوارا بودم
حال از چشم تو افتاده ام و شور شدم
بی تو آنقدر غریبم که جدا از همه ام
پیش چشمِ همگان وصله ی ناجور شدم
آتشی ساختی و سوخته ای جان مرا
بوسه ای بر لب آتش زدم و نور شدم
بعد من قصه ی پروانه فراموش شده
جایش اما من دلسوخته مشهور شدم
دیدم اینگونه تو خوشبخت تری دور شدم
کاش یک روز بفهمی به چه مجبور شدم
دیدگاه ها (۷)

من پنجره را پلک زدم تا تو بیاییشاید که دری باز شود در دل دیو...

با عشق تو در گیرم و با مهر تو در بندبا ناز تو محشورم و از و...

‎‌می‌بینمت، بیش از همیشه بی‌قرارممی‌بیندت می‌بینی‌اش من بغض ...

حق من بود ڪه باشى و نگاهم بڪنىڪه به هر ثانيه با عشق دعايم بڪ...

نمیدونم ذاتا مشکل دارم یا تربیت درستی نداشتممتاسفانه اینجوری...

رمان غریبه کوچولو

پارت 131

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط