یکی از روزهای چهل سالگی ات

یکی از روزهای چهل سالگی ات
در میان گیر و دار زندگی ملال آورت
لابه لای البوم عکس هایت
عکس دختری مو مشکی را پیدا میکنی

زندگی برای چند لحظه متوقف میشود
و قبض های برق و اب برایت بی اهمیت

تازه میفهمی
بیست سال پیش
چه بی رحمانه
اورا
در هیاهوی زندگی ،

جا گذاشتی !


" یغما گلرویی "
دیدگاه ها (۱)

ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﺑﺪﻭﻥ ﺷﺐ ﺑﺨﯿﺮﺷﺎﯾﺪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺖ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﻭ ﻫﯿﭻ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﻟﺤﻈﺎﺗﻢ ﺑ...

تنها کِ باشی 100 سال یه بار موبایلت رو می زنی تو شارژ..تنهآ ...

مات شدم از رفتنت هیچ میز شطرنجی هم درمیان نبود این وسط فقط ...

دردناک ترین جدایی ها آنهایی هستند که نه کسی گفت چرا و نه کسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط