چه بوی خوشی میوزد از سمت آسمان

چه بوی خوشی می‌وزد از سمت آسمان
پَرپر هزار و یکی گنجشک بهارزا
بر شاخسار بلوطی که بالانشین است

و باز پناه جُستن پوپکی
پیاله‌ی آبی ...

دارد از پشت نی‌زار این دامنه
صدای کسی می‌آید
کسی دارد مرا به اسم کوچک خودم می‌خواند
آشناست این هوای سفر
آشناست این آواز آدمی
آشناست این وزیدن باد
خنکای هوا
عطر برهنه‌ی بید ...

سوسن‌ها، سنجدها، باران‌های بی‌سبب
و پرندگانِ سحرخیز دره‌ی انار
که خوشه‌های شبِ رفته را
به نور بوسه می‌چیدند
و من چقدر بوسه بدهکارم

به این همه رود، راه، آدمی...!

#سیدعلی_صالحی
دیدگاه ها (۲)

بین بودن و نبودنمرزی ست به نام دلتنگی!جایی که من همراه گل ها...

وقتی اعصابتون بهم می‌ریزه، یه قاشق ماست بریزید تو یه فنجون ق...

نیایش شبانگاهی خداوندا... وقت دشواری‌ها،آن که صدایش می کنند،...

💠 پنج چیز نشان بدبختی است 1-ناشکری دروقت نعمت 2-بی صبری دروق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط